|
اولین جایزه عکاسی هنری را در عربستان گرفته. با مانتو بلند قهوهای و مقنعه تنگ همرنگ و دو دوربین روی شانههایش کادرهایی را میبندد که نمیتوانم درک کنم؛ اینکه از یک قالیچه آویزان روی دیوار یا یک گل گلایل کنار میز غذا چه تصاویری میسازد را نمیفهمم.
بروشورش را نشانم میدهد: نمونههایی از عکسهایی با عروسک و گل مصنوعی و زنان با روبنده، پرتره کودک و عکس تجاری در آن هست. او در میامی در آمریکا عکاسی خوانده و بعد به جده رفته تا استودیوی عکاسیاش را در کنار اعرابی که میگوید کمتر حب و بغض دارند و نسبت به هم مهربانتر هستند، بنا کند. حالا این اجازه را دارد که فقط به زنان و بچهها در عربستان عکاسی درس بدهد.
"سوزان باعقیل" تا به حال چند جایزه جهانی عکاسی را به دست آورده . از او در مورد فعالیت زنان در عربستان میپرسم. میگوید همه آزاداند هر کار دلشان بخواهد انجام دهند ولی با اجازه مردشان. میگویم آزادی شما چه شکلی است؟ میگوید در چارچوب قرآن. میگویم زنان سعودی برای آزادی بیشتر از حد قرآن چه میکنند؟ با ترس نگاهم میکند که یعنی میخواهی کفر بگوییم و خلاف قرآن، چیزهایی را بخواهیم که زن حقش را ندارد؟ میگویم: تو به عنوان زن اگر قرار باشد جایی شهادت بدهی، حق مساوی در حد مردان نداری. سریع جواب میدهد: خدا مرا به عنوان زن همینطور آفریده و خودش توانایی من را در حد قضاوت و شهادت میداند. میگویم: سنگسار ... میگوید: آن زن لیاقتش سنگسار است که حاکم اعلام میکند. میگویم: تعدادی از زنان ما در ایران برای حق مساوی با مردان مبارزه میکنند. ما سنگسار را حق زنان نمیدانیم. ما در ایران میخواهیم نظرمان برابر با مردان در یک شهادت یا قضاوت باشد. میگویم: پس زندگی زنان درعربستان روبهراه است و ما اشتباه فکر میکنیم که آنها با مشکلات مختلفی درگیرند که حتی حق رانندگی و رای ندارند؟ میگوید: اشتباه میکنید. ما از آزادی که قرآن به ما داده، خیلی هم خوشحالیم و راضی.
8 مارس روز اعتراض به هر گونه نابرابریست ، روز برافراشتن پرجم مبارزه برای رهایی انسان از تبعیض و آپارتاید جنسی است روز طرح کیفر خواست زنان و مردان ستم کش علیه بی حقوقی و خشونت است امروز ما زنان و مردان اعلام می کنیم زن انسان است و نباید تحت قوانین تبعیض آمیز و زن ستیز قرار گیرد و تحقیر و حقوقش پایمال شود ما زنان و مردان شرکت کننده در مراسم 8 مارس یکصدا و متحد خواستار تامین مطالبات ذیل هستیم و برای تحقق خواست ایمان با تمام توان تلاش می کنیم. به مناسبت روز جهانی زن روز یک شنبه 9 مارس 2008 در سنندج درمحل خانه تشکل های غیر دولتی مراسمی توسط جامعه حمایت از زنان و کانون دفاع از حقوق کودکان بر گزار شد. در جوار این مراسم نمایشگاهی از عکس های زنان قربانی خشونت و فقر به نمایش گذاشته شد مردم وشرکت کنندگان شهر سنندج از محل نمايشگاه هشت مارس درمحل مراسم با شور وشوق استقبال کردند و در قسمتی هم عکس هایی از فعالیت های تا کنونی جامعه حمایت از زنان به نماش در آمد. همچنین شعارهای مختلفی هم در کنار عکس ها نصب شده بود. مراسم با سخنرانی ثریا محمدی در مورد اوضاع و شرایط نگران کننده و نامناسب امروززنان آغاز شد وی همچنین به محدویت های فعالیت در این زمینه اشاراتی کرد و تاکید کرد که با وجود موانع ما تا آنجا که می توانیم تلاش خود را در هر جایی که بتوانیم انجام می دهیم تا از حقوق زنان دفاع کنیم. دیروز 4 شنبه 15/12/86 کانون دفاع ازحقوق زنان و کودکان تهران میتینگی به مناسب گرامی داشت 8 مارس 2008 روز جهانی زن برگزار کرد. ضمن گرامی داشت روز زن و تبریک این روز و قرائت مطلبی درخصوص تاریخچه این روز توسط خانم ثریا محمدی، بحث ها و تبادل نظری درخصوص مشکلات زنان و تحلیلی بر مشکلات پیش روی جنبش زنان بین اعضاء کانون خانم شراره رضایی، خانم ثریا محمدی و مهمانان گرامی حاضر در سالن صورت گرفت که فضایی بسیار صمیمی و دوستانه ای ایجاد شده بود و در انتها قطعنامه ای در 11 بند توسط خانم شراره رضایی و آقای پویا نودهی یکی از اعضاء کانون به مناسب همین روز قرائت گردید. ضمنا تراکت هایی با مطالبات رادیکال زنان به چشم می خورد از جمله: ما حقوق برابر می خواهیم/ آزادی زن، معیار آزادی جامعه است/ ما خواهان برخورداری زنان سرپرست خانواده و خانه دار از بیمه بیکاری هستیم/ ما خواهان لغو تبعیض و نابرابری دستمزد زنان کارگر هستیم /آگاهی زن = فردای بهتر/ آزادی، رفاه، بهداشت، شادی، صلح، امنیت حق همه است/حقوق زنان جهان شمول است/فقط یک نژاد آن هم نژاد انسانی/ هرگونه خشونت بر زنان را متوقف کنید!/ ما خواهان برخورداری از تمم حقوق اقتصادی، اجتماعی، آموزشی، سیاسی وحقوق انسانی هستیم و.... پلاکارد بزرگی که با جمله: 8 مارس روز زن سمبل آزادی و برابری را گرامی می داریم در آخر کتاب های کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان در بین مدعووین توزیع گردید. ممنوعیت ممنوع است صدمین سالگرد روز جهانی زن را در شرایطی جشن می گیریم که بحران های سرمایه داری جهانی بیش از هر زمان دیگری آشکار شده و فشار و سرکوب عظیمی را بر طبقات تحت ستم وارد می آورد. زنان به عنوان یکی از مهمترین اقشار تحت ستم، در سیستم ارتجاعی و سرمایه داری جهانی، بیشترین فشار و سرکوب را از تضادها و تناقضات نظم موجود متحمل می شوند.جنبش زنان به عنوان متحد استراتژیک جنبش دانشجویی و جنبش کارگران، سهمی عظیم در به راه انداختن موج تحول خواهی داشته و همواره در صف نخست مبارزه با استثمار و نبرد علیه بورژوازی و ارتجاع بوده است. جنبش زنان ماهیتاً ضد سرمایه داریست و خاستگاهی ضد بورژوایی دارد. مقاومت زنان همواره ترس و واکنش قدرت را در پی داشته است، حاکمیت از بیم بیداری و آگاهی توده ها زنجیر نیروهای سرکوبگر خود را باز نموده و سعی در سرکوب این جنبش سرکوب ناپذیر نموده است. هم اکنون در صدمین سالگرد این روز بزرگ ده ها تن از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب در زندان ها به سر برده و ده ها تن دیگر با وثیقه های سنگین موقتاً آزاد شده و به زندان بزرگتر جامعه بازگشته اند. زنان آزادی خواه و کارگران برابری طلب به جرم نپذیرفتن زنجیر اسارت محاکمه شده و در اسارتگاه های حاکمیت تحت آزار و اذیت و تفتیش عقاید قرار می گیرند. ما از این فرصت بهره برده و نسبت به وضعیت موجود اعتراض می کنیم.ما با هرگونه تبعیض و تفکیک جنسیتی مخالف بوده و به حاکمیت اجازه ی دخالت و سنگ اندازی در مسیر تکامل اجتماعی جامعه را نمی دهیم. ما با قوانین تحمیلی قرون وسطایی مانند سنگسار، اعدام، شلاق و قطع عضو به شدت مخالفیم و به قدرت نسبت به ادامه ی رفتار موجود هشدار می دهیم. حق آزادی پوشش و روابط آزاد باید برای همه به رسمیت شناخته شود، چرا که حیات آزاد حق مسلم همه ی انسان هاست. ما به سرمایه داری اجازه ی حمایت از حیات خانواده ی هسته ای پدرسالار را نمی دهیم.این حرکت بازتولید فاشیسم را در لایه های مختلف جامعه در پی دارد.ما به پا خاسته ایم چرا که معتقدیم جهان دیگری ممکن است، جهانی که در آن نشانی از قدرت، سرمایه، مرز، جنگ و طبقه وجود نداشته باشد.ما به پا خاسته ایم برای جهان غیر سرکوبگر و آزاد. به پا خاسته ایم تا فریاد سر دهیم ممنوعیت ممنوع است. سرکوب ما را فراموش کنید.تاریخ به عقب برنمی گردد. زنده باد آزادی و برابری دانشجویان انقلابی کرمانشاه
آناهیتا حسینی را آزاد کنید !
آناهیتا حسینی ...
درست زمانیکه یک ماه کمتر به مراسم 8 مارس مانده شاهد وقایعی مختلفی در مبارزات آزادیخواهانه ی مردم جهان هستیم. مبارزاتی افتخار آمیز که می تواند راه های درستی را جلوی پای مبارزات آزادیبخش زنان و دانشجویان و کلاً جامعه ایران قرار دهد! مبارزات دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به درستی یک مبارزه انسانی، سکولار و دور از تمام توهماتی است که در مبارزات پیشین در میان جنبش ها جای داشته! نیروهای سازش کار و مصلحت اندیش که با یک خشم حکومت دست به دامان دولتمردان می شوند و پشت مردم معترض را خالی می گذارند یا مبارزان مردمی را خشونت طلب نامیده با اینکار دست حکومت را برای از میان برداشتن نیروهای رادیکال باز می گذارند! نیروهایی که با فرخواندن مردم به سکون و سکوت با یک تیر چندین هدف را نشانه می گیرند جز اهداف انسانی و آزادیخواهانه، در میان مبارزه ی نیروهای آزادیخواه و برابری طلب جایی ندارند! آنها با سکوت چند وقت اخیر خود نیز صریحاً اعلام کرده اند که اگر جریانی نتواتند منافع شخصیشان را برآورده کند در مقابل سرکوب آن سکوت خواهند کرد! اما در خارج از ایران هم دو تظاهرات مهم در این چند روزه اتفاق افتاده که در جنبش زنان می تواند نقش موثری بازی کند. یکی تجمع مردم کابل برای آزادی روزنامه نگار سکولار بوده که بیش از 80 درصد جمعیت را زنان تشکیل می دادند و دیگری تظاهرات میلیونی زنان ترکیه بر علیه قانون لغو حجاب اسلامی در مراکز عمومی بوده است. زنان ترکیه با شعار ما به عقب بر نخواهیم گشت! به خوبی عقب ماندگی چنین قانونی را فریاد زدند. این یک نمونه خوب از مبارزات مردمی است که سکولاریسم را درک کرده اند. زنان افغان و ترک در این چند روزه نشان دادند که جنبش های مردمی نباید در مقابل سنتهای عقب مانده و واپسگرا ذره ای تساهل و سکوت پیشه کنند! اما این مبارزات درست در کنار کشوری صورت می گیرد که زنان آن به خاطر پوشیدن چکمه در سرمای زمستان باتوم میل می کنند. پلاکارد به گردن دور میادین گردانده می شوند و هر روز چندین نفر به دار آویخته می شوند. این در سطح جامعه است و اگر به درون مناسبات اجتماعی نگاهی بیافکنیم اوج فلاکت و بدبختی را در انجا خواهیم دید. با توجه به شرایط منطقه و جامعه بزرگترین نیازی که امروز جنبش زنان ایرانی به آن احتیاج دارد رفتن به سوی یک مبارزه منسجم، متشکل و سکولار است! با پختن آش نظری و بازتولید خرافات و سنتهای زن ستیز نمی توان با حکومت های نا برابر و دیکتاتوری مبارزه کرد! تا تفکر سکولار در ذهن زنان ایرانی جای خود را پیدا نکند مبارزه آن ها هیچوقت هدفمند به سمت ایجاد یک جامعه برابر نخواهد رفت! جنبش های آزادی زن باید خود را از وابستگی به جریان های سازشکار رها سازند. باید تشکل های مستقل خود را بر پایه های سکولاریسم و برابری بی چون و چرا و فوری ایجاد کنند! تنها با اینکار می شود سنت های پیشرو را در مبارزات آزادی زن نهادینه کنند! باید نشان دهند دیگر فریب وعده و وعیدهای تاریخ مصرف گذشته را نمی خورند! دیگر به امید اینکه روزی آزادی را برایشان به درب منزل پست خواهند کرد و کسانی هستند که با قلبی مهربان و خون فشان از حقوق از دست رفته ی آن ها دفاع کرده و همیشه آن ها را به خانه نشینی و رفتار مسالمت آمیز تشویق می کنند نیستند بلکه می دانند باید با دست های خود و با مشت های به هم فشرده حق خود را از جامعه بگیرند. امسال 8 مارس، روز رهایی زن از توهمات عقب مانده و سنت هایی است که زن ستیزی را در جامعه باز تولید می کند! رهایی زن در گرو رهایی از این سنت ها است و رهایی جامعه در گرو رهایی زن! پس برای یک جامعه آزاد و برابر دستهایمان را به هم دهیم و 8 مارس را هر چه با شکوهتر برگزار کنیم! زنده باد آزادی! زنده باد برابری! با نزدیک شدن به مراسم 8 مارس تمامی گروه های مختلف فعال در زمینه آزادی زن در تلاشند تا بتوانند این مراسم را هرچه با شکوه تر برگزار کنند. با توجه به اینکه تعداد این گروه ها در یک ساله ی گذشته به مراتب بیشتر شده و جمعیت بیشتری از انسان های معترض به وضع موجود را در کنار هم جمع کرده است موقعیت برای برپایی یک آکسیون گسترده و فراگیر بوجود آمده. اما در کنار همه ی این مسائل باید کمبود ها و موانعی را که سال های پیش مانع از گرد هم آمدن و برگزاری چنین آکسیونی شده بود را در نظر گرفت. فضای امنیتی که سال پیش و در پی اعتراض معلمان سطح شهر را فرا گرفته و از مقابل دانشگاه تا اکثر میادین معروف تهران از نیروهای لباس شخصی با بیسیم و موتور پوشاند یکی از موارد عدم برپایی یک آکسیون گسترده در چنین روزی بود. عدم گرد هم آیی گروه ها با پرچم هایشان، پراکندگی و نداشتن یک فراخوان همه جانبه که مورد قبول همه گروه ها باشد از مهمترین مسائلی بود که باعث شد فضای امنیتی به اعتراضات مردمی قالب شود. اگرچه بوجود آمدن چنین فضای امنیتی، برپایی پروژه هایی از قبیل مبارزه با بد حجابی و ... نشانگر ترسی است که فعالیت ما در سال پیش بدنه حکومت را گرفتار کرد اما امسال باید قدرت مردمی را برای از بین بردن هرگونه تبعیض نشان دهیم. تمام تلاش های ما در آگاهی رساندن به جامعه و متشکل کردن نیروهای مردمی زمانی به هدف مورد قبول خود می رسد که بتوانیم این نیروها را به سطح شهر و در رویارویی مستقیم با ارتجاع و نظام مردسالار بیاوریم. باید این شهامت را داشته باشیم که از حقوق انسانی خود دفاع کنیم و برای تغییر این جامعه که به طاعون سنت گرفتار آمده دستانمان را به هم دهیم. یکی از راه های رسیدن به چنین اتحادی ایجاد کمیته های آزادی زن به صورت گسترده در سطح شهرها می باشد. باید هر چه سریعتر برای برپایی روز جهانی زن کمیته برپایی 8 مارس را تشکیل دهیم. این کمیته باید با همکاری گروه های مختلف فعال در این زمینه شکل بگیرد تا بتواند از تمام پتانسیل و امکانات موجود برای آکسیون استفاده کند. ممکن است که هر کدام از این گروه ها دارای مرام و اعتقادات خاص خود باشد و بخواهد پرچم و پلاتفرم مد نظر خود را بالا برد و این نباید خللی در اتحاد ما برای یک هدف اصلی که برابری حقوق زنان و مردان (در یک سطح انسانی برای هر دو) می باشد ایجاد کند. باید نوک پیکان مبارزات خود را متوجه ارتجاع حکومتی و قوانین انسان ستیز کنیم. ما قبل از هرچیز باید فضایی دموکراتیک و برابر را برای تبلیغ خواسته هایمان ایجاد کنیم. چنین کمیته ای می تواند ما را به این هدف نزدیک کند. ستاد برگزاری 8 مارس بزودی سندی را در این زمینه متتشر خواهد کرد و پیشاپیش از تما نیروهای فعال در زمینه آزادی زنان می خواهد که با ما همکاری لازم را به عمل بیاورند. لطفاً با ما تماس بگیرید و در برپایی یک آکسیون گسترده و فراگیر ما را یاری کنید. ما از تمامی نیروهای فعال از دانشجو، معلم، کارگر می خواهیم تا به ما بپیوندند. مطمئناً همبستگی بین این بسترها می تواند در آینده یک اتحاد کلی میان نیروهای آزادیخواه را در هر زمینه ای فراهم کند. مراسم ۱۶ آذر امسال سرخ تر از هر سالی بر پا شد و حتی دستگیری ۲۹ نفر از رهبران چپ جنبش دانشجویی که متعاقباًً به بالای ۴۰ نفر رسید و هنوز هم ادامه دارد نتوانست به حرکت اعتراضی دانشجویان خدشه ای وارد کند بلکه خود باعث مصمم تر شدن دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در دفاع از خود، جامعه خود و رفقای بازداشت شده ی خود شد. حضور رهبران زن در جنبش دانشجویی چپ و حضور فعال آنها در آکسیون ۱۳ آذر بسیار چشمگیر و امیدوارکننده بود! در واقع آکسیون های مختلفی که از ۱۳ آذر تا ۱۸ آذر توسط تفکرات مختلف جنبش دانشجویی بر پا شد حکومت را که می خواست از اختلاف نظر های بین جنبش استفاده کند شدیداً مورد تعرض قرار داد و به آن ها فهماند نوک پیکان اعتراضات دانشجویی به سوی رژیم است و نه گروهای مختلف درون جنبش! و همچنین بسیاری از فرصت طلبان و سازشکاران پرو حکومت را بر سر جایشان نشاند تا دیگر برای گوش پر دانشجویان زوزه نکشند! طیف پرو-حکومت بعد از این شکست با دستپاچگی زاید الوصفی از مهره های اصلاحاتی خود- خاتمی و کروبی برای آرام کردن جنبش دانشجویی استفاده کرد و تریبون هایی در دانشگاه تهران و شیراز با حضور حضرات تشکیل داد تا دانشجویان با کارت دعوت برایشان هورا بکشند! نومیدی حکومت به حدی است که بار دیگر نابخردانه به سوپاپ زنگزده ی اصلاحاتچی ها پناه برد اما دانشجویان این تریبون ها را به تریبون نقد رژیم تبدیل کرده و خواستار آزادی بی قید و شرط و فوری! دانشجویان شدند و این تا جایی ادامه پیدا کرد که شیخ خندان ماهیت درونی خود را بروز داد و موجی از تعصب و خشم به دانشجویانی پرتاب کرد که نزدیک ترین رفقایشان به خاطر مراسمی که حکومت آن را به رسمیت شمرده زیر بدترین شکنجه ها هستند! باید به جنبش دانشجویی درود فرستاد! این جنبش نقش خود را به خوبی ایفا کرد! چه در روز دانشجو! و چه در روزهایی که معلم ها دست به اعتصاب زدند! خیل دانشجویانی که روز اول می به میدان مبارزه طبقاتی آمدند چشمگیر بود!همچنین در جنبش زنان نیز همیشه قشر دانشجو پیشرو و ثابت قدم بوده!هر جا که بوده پشت به پشت نیروهای رادیکال و آزادیخواه بوده و هیچگاه هیچ گروهی را تنها نگذاشته! اما وظیفه ی سایر جنبش ها در قبال دانشجویان چگونه بوده است؟ و چگونه باید باشد؟ گروه های کارگری تا به حال چندین بیانیه در مورد دستگیری دانشجویان و حمایت از آن ها منتشر کرده اند و محمود صالحی با وجود شرایط وخیم جسمانی شخصاً از دانشجویان حمایت کرده است! قسمت رادیکال بدنه جنبش زنان نیز بارها با دادن بیانیه و امضای نامه های حمایتی از دانشجویان حمایت کرده است! اما این حمایت ها و بیانیه ها به تنهایی کافی نیست و من فکر می کنم بسیار اندک نیز هست! جنبش های اجتماعی بسترهای اصلی تغییر و تحول جامعه هستند و نباید انقدر دور نسبت به هم فعالیت کنند! باید با هم پیوند بخورند تا بیش از پیش قدرتمند شوند تا بتوانند از حقوق یکدیگر به سرعت و با جدیت دفاع کنند! باید بتوانند حرکت های خود به خودی توده ها را سازماندهی کنند و این تنها به یک چیز نیاز دارد! اتحاد بین جنبش های رادیکال و تمامیت خواه اجتماعی! به هر حالی باید گفت که جای جنبش معلمان و گروههای رفرمیست جنبش زنان که امروزه در میدیاهای داخلی و خارجی خوش می درخشند به شدت خالی است و بسیار مایع تاسف است! اگر چه در مورد گروه دوم نباید انتظار چندانی داشت! زیرا آنجا که باید بهترین تاثیر را داشته باشد جایزه هایش نصیب جمهوری اسلامی می شود و فریاد آزادیخواهیش در صدای آمریکا با غریو دموکراسی خواهی پرو-غرب در می آمیزد! پارادوکس غریب اما قابل درکی است! هم اکنون هم که آقایون با هم به تفاوقاتی رسیده اند و گور پدر ناراضیان در بند! اما جنبش معلمان که در دوران مبارزات خود-که هنوز نیز کم و بیش ادامه دارد همیشه از هماهنگی و همکاری بین دانشجو و فرهنگیان صحبت می کرد چرا باید اینک ساکت بشیند؟ آیا آن مقدار ناچیز سوبسیت هایی که رژیم برای ساکت کردن فرهنگیان پرداخت کرده همه آمال و خواست های شما بوده؟ آیا اپسیلونی از احتیاجات شما کم شده ؟ یا به خواست هاتان رسیده اید که اینگونه سکوت پیشه کرده اید؟ آیا اگر هم رسیده بودید این واکنش درستی از جانب شما در مقابله با جور و ظلم نظام است؟ شمارش معکوس برای روز 8 مارس شروع شده است! و این بستری است برای پیوند تمام جنبش های رادیکال آزادیخواه تا دست به دست هم برای آزادی دانشجویان در بند و رسیدن به حقوق انسانی خود تلاش کنند! لطفاً کمی هم از منافع شخصی و قشری و صنفی و ... خود دست کشیده و برای منافع جمعی و انسانی ذره ای تره خورد بفرمایید! |
|
||||




از سایت کانون دفاع از حقوق زنان و کودکان

















