هر انسانی ممکن است در جامعه ای مانند ایران بارها در مورد کودکان خیابانی شنیده باشد. کودکانی که هم کار می کنند هم درس می خوانند یا اصلاً درس نمی خوانند اما حتماً کار می کنند و جدیدآ مراکزی به نام NGO که بعضآ مثل قارچ در زمان ریاست جمهوری هفتم و هشتم رشد کردند که قرار بود در رفع معزلات اجتماعی و رفتن به سوی یک جامعه انسانی قدم بردارند و طولی نکشید که تبدیل به بنگاه های خیریه شدند!
کار کودکان در جامعه سنتی ایران تا چند دهه پیش یک سنت بوده و حتی اقشار مرفه تر جامعه نیز برای به اصطلاح مرد شدن فرزندان ذکور آن ها را مجبور به کار می کردند و اینکار به عنوان یک تفریح در ایام فراغت کودکان متداول تر بوده است! البته جامعه مردسالار آن زمان به این راحتی دست از سر دخترها بر نمی داشت و نه تنها که وضعیت بهتری نداشتند بلکه حتی اجازه درس خواندن، بیرون رفتن، ورزش و تفریح عملاً از آن ها گرفته می شده و به نام سنت و مذهب ِ اجباری، اجباراً ! خانه نشین بوده اند.
اما اگر نگاهی به جامعه امروز ایران بیاندازیم در فاصله ای 20 تا 30 سال بعد چه می بینیم؟ مسلماً خانواده ها دیگر برای تفریح کودکانشان را سر کار نمی فرستند بلکه برای امرار معاش مجبورند این کار را انجام دهند و جامعه پول و سرمایه اینبار دختران را نیز به این وادی کشانده و با تعرض به روح و جسم تمامی کودکان با هر جنسیت سعی می کند نهایت سود و بهره وری را برای خودش داشته باشد. اگرچه هنوز باورهای مذهبی همچنان کشته می گیرد و قتل های ناموسی، انتقام های احساسی، اسید پاشی، تجاوز وفرار دختران و بعضاً پسران به خاطر شرایط سخت و محدودیتهای بسیار زیاد خانواده ها همچنان وجود دارد اما باید خودفروشی، اعتیاد، خودزنی، خودکشی را نیز به جمع آن ها اضافه کرد و همه ی اینها زمانی است که ما در انبوه کالا ها و تکنولوژی روز فرو رفته ایم اما همچنان حاضر نیستیم خود و جامعه را با شرایط روز هماهنگ کنیم! اما مسئول چنین هرج و مرجی مردم این جامعه نیستند یا حداقل نقش کمی ایفا می کنند چون حکومت اسلامی ایران خود به تنهایی می تواند یک جهان متمدن و انسانی را با بمب اسلام سیاسی به قرون وسطی بفرستد.اسلام سیاسی از زمان روی کار آمدن در ایران همیشه سعی کرده بیش از پیش آیین مذهبی پوسیده و زوار در رفته ی اسلام ناب محمدی را در جامعه ترویج کند و اگر مبارزات مردم آزادیخواه و روشنفکر در ایران وجود نداشت بعید نبود که تا به حال از طالبان هم فراتر نرفته باشیم ! رژیم اسلامی سعی می کند با پراکندن اخبار جعلی، سرکوب جنسی، اعدام و پخش عقاید خرافی و عقب مانده از طریق میدیا به صورت شبانه روزی و بی وقفه به شرایط وخیم ایران دامن بزند و از سوی دیگر با در منگنه قرار دادن مردم از نظر اقتصادی آن ها را مجبور به تمکین و انجام کارهای غیر انسانی می کند. یکی از دلایل قتل و جنایت های زیاد در ایران ضعف عصبی مردم و ناراحتی های روحی و روانی است که به خاطر همین مشکلات مالی در کنار سانتاژ روحی اسلامی بوجود آمده است. ایزوله کردن دختران و پسران، فرافکنی،دامن زدن به جنگ های قومی و اختلاف های مذهبی و ... از هزاران جنایتی است که رژیم اسلامی برای ساختن جامعه مطابق با ایدولوژی خود لحظه ای از آن دریغ نمی کند.
اما تراژدی زمانی آغاز می شود که کشور با یک اتفاق طبیعی مواجه می شود و رژیم اسلامی با همه تبلیغات کاذبی که در مورد پیشرفت و امکانات تکنولوژیک خود دارد در رفع آن در می ماند.جامعه ای که خیابان های آن با یک باران تبدیل به رودخانه می شود و این درحالی است که جمعیت بی شماری از کودکان تنها مسکنشان پیاده روهای کثیف خیابان است!
اگرچه مسئله بی خانمانی و کودکان کار و خیابان دیگر مد روزنامه های کثیرالنتشار ایران شده و این روزنامه ها در کنار پراکندن تعصب و افکار ضد انسانی سعی می کنند با درآوردن اشک مردم پولی به جیب بزنند اما ذره ای با این مسئله ریشه ای برخورد نکرده و تنها مقالات خود را به نک و ناله هایی انسان دوستانه محدود کرده و اینگونه با فقر و بدبختی مبارزه می کنند.از NGO هم نباید انتظار زیادی داشت زیرا به خوبی نشان داده اند که حوصله ی دردسر و سر و کله زدن با عمله های حکومتی برایشان ناخوشایند است و ترجیح می دهند مکمل روزنامه های کثیر الانتشار باشند.البته در این میان گروهایی هم هستند که با جدیت در این مورد تلاش می کنند که به خاطر محدودیت ها و همچنین تنها بودن بیش از حدشان به پیشروی نامحسوسی دچارند.
بدون بیان این حقیقت که با وجود جامعه ای بر مبنای پول پرستی و سرمایه داری، با از بین نرفتن نظام مردسالار خودشیفته با تعصبات کور و خرافات ضد انسانی نباید توقع جامعه ای بهتر را داشت. با دادن یک سکه و دو سکه و زدن بنیاد خیریه به تنهایی نمی شود با فقر روبرو شد. فقر را باید در ژرفای نهادهای یک جامعه جستجو کرد، آنجا که عده ای از این فقر موجود سود کلان می برند! باید بر علیه هر نهادی که بر مبنای جهل پراکنی و سود اندوزی بنیان نهاده شده ایستاد. باید آنجا را مورد هدف قرار داد!
در ایران نیز نهاد مذهب به همراه نهاد سرمایه داری که اکنون هردو در یک ظرف جمع شده اند عامل اصلی فقر و بدبختی جامعه و مردم هستند! باید برای مبارزه با مذهب و سرمایه داری هر دو با هم خود را آماده کنیم. اما قبل از هرچیز مردم باید هرآنچه از عقب ماندگی و سنتهای ضد انسانی است از خود دور کنند! باید قبل تر از آن با جریانات به ظاهر پیشرو نیز تصفیه حساب کنند. جریاناتی که در ظاهری انسان دوستانه و حق طلبانه برای خود دکان باز نموده اند و با اسم حقوق بشر و انجمن و ... بیزینسشان را رونق می بخشند و هر گاه که پای مبارزه با ارتجاع و استبداد در میان است خود بخشی از آن ارتجاع هستند!
آنوقت می شود امید داشت که دیگر کودکی برای سیر کردن شکمش در کنار خیابان تکدی گری نکند. که خود فروشی نباشد و انسان ها به خاطر تعصب و غیرت سر همدیگر را نبرند ... .